سيد محمد حسن مرعشى شوشترى

33

ديدگاه هاى نو در حقوق كيفرى اسلام ( فارسى )

گرديد . بنابراين ترديدى نيست كه همه احكام ما ، احكام ثابتى نيستند . اين سلسله احكام ، احكامى هستند كه شارع آنها را بر اساس مقتضيات زمان وضع كرده است . اما شما اشاره به مسأله ديات كرديد ، در مورد ديات مثلًا ما مسأله‌اى داريم تحت عنوان « عاقله » ، عاقله در زمان شارع مقدس فلسفه‌اى داشته است و يك حكم مترقى و با ارزش بوده است كه شارع آن را امضاء كرده و پذيرفته است ، حكم عاقله امضايى است و تأسيسى نيست . در زمان شارع مقدس ، عربها يك زندگى قبيله‌اى و عشيره‌اى داشته‌اند كه قبيله و عشيرهء تمامى اعراب مشخص و معين بوده است و همه اينها با هم هم خون بوده‌اند ، لذا اگر كسى از اينها خطئاً كشته مىشد ، ديه‌اش را پرداخت مىكردند چون با يكديگر تعهد داشتند ، و از آن جهت به اينها عاقله مىگفتند ، چون اينها ديه را اين گونه پرداخت مىكردند كه صد تا شتر ، به خانهء اولياى دم مىبردند و عقلشان مىكردند ، يعنى پاهايشان را مىبستند و همانجا مىخواباندند . حال در قبيله هر خانواده يك شتر مىدادند و بدين وسيله خون بهاى قتلى كه اتفاق افتاده بود حل مىشد و قاتل هم گرفتار خون مردم نمىگرديد كه نتواند صد تا شتر بدهد ، چون پرداخت صد تا شتر توسط يك نفر كار مشكلى بود . ولى براى قبيله اين كار امكان‌پذير بود و بدين وسيله مشكل حل مىگرديد . در آن زمان اين حكم ، حكم بسيار خوب و مشگل‌گشايى بود كه مىتوانست مشكل جامعه را بر طرف بنمايد . ولى متأسفانه چون ما مسائل فقهى را از نظر تاريخى بررسى نمىكنيم اين مشكل در جامعهء ما به وجود آمده است كه چرا عاقله بايد ديه را پرداخت بكند ؟ مگر شما نمىگوييد : « وَ لا تَزِرُ وازِرَةٌ وِزْرَ أُخْرى . » * « 1 » چرا كسى آدمى مىكشد ولى كسى ديگر بايد ديه‌اش را پرداخت نمايد . چون در فقه مسأله با قطع نظر از فلسفه عاقله ، مورد بررسى قرار مىگيرد و فقط به روايت اكتفا مىشود ، كه روايت مىگويد ديه در اين صورت بايد توسط عاقله پرداخت شود . در اين زمان است كه مسأله با مشكل مواجه مىشود . اما عاقله در چه شرائطى بايد بدهد ؟ و چگونه بايد پرداخت نمايد ؟ اين از نظر تاريخى بررسى نمىشود .

--> ( 1 ) . سوره انعام ، آيه 164 .